تبليغاتX
"دوست"
"دوست"

سلام عزیزان.

خواهش می کنم نظر بدید بعد برید.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 توسط رفیق |





بازم مثل همیشه سلام.

خوفید.

پیروزی حق بر باطل مبارکـــــــباد.

اون هایی که میگن تو انتخابات تقلب بوده برم میدان ولیعصر(عج) تهران آن وقت می فهمن تقلب بودیا نه.

می خواهم کم کم از دنیای سیاست خارج بشم و به موضوعات روزانه بپردازم.


سلام.

پیروزی دکتر محمود احمدی نژاد مبارک.

ای خدا این انقلابی دیگر است تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com حاصل تدبیر خلق و رهبر است

جشن وحدت را کنون بر پا کنید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com مولد دخت نبی اطهر است

حضور حد اکثری وانتخاب اصلح بر همه آحاد ملت ایران مبــــــــارک باد.

______________________________________________________________________________

سلام.

یک خبر مهم:

با خودکار شخصی آبی یا سیاه رای دهید.

تعداد دو میلیون خودکار نامرئی شونده در ایران در حال توزیع است که پس از نیم ساعت رای محو می شود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 توسط رفیق |

سلام دوستان گلم

یه سوال ازتون داشتم

اینکه در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری به کی و چرا رای میدهید؟

راستی هر چی نظراتون  بیشتر باشه زودتر آپ می کنم.

بای بای تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 توسط رفیق |
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم خرداد 1388 توسط رفیق |

Image and video hosting by TinyPic" />



سیدی تنها به رنگ سبز نیست          هیچ دانی مادر سادات کیست ؟

سبز یعنی عاشق مولا شدن               پشت درب حیدری ، زهرا شدن

سبز یعنی عشق تا شور و بلا            با حسین  فاطمه  در کربلا

سبز یعنی ساقی و مست و هدف        همچو عباس ، یل شاه نجف

طالب سبزم نه آن سبز ریا               سبز هم بازیچه شد مهدی بیا



نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط رفیق |

سلام عزیزم

سالروز شهادت حضرت زهرا (س) بر عموم مسلمین به ویژه شیعیان تسلیت باد.

سلام عزیزم

نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم خرداد 1388 توسط رفیق |

 
جمعه اولین صحبتهای انتخاباتی جناب میر حسین موسوی را از تلویزیون دیدیم. 
 
یک استکان چــــای داغ : نکات بسیاری در این صحبت ها وجود داشت که می توان به تک تک آنها پرداخت از جمله :
الف ) توهین های مکرر ایشان به رئیس جمهور کنونی ، از جمله تهمت سوء استفاده ی شخصی از پول نفت ! که حتی قابل پی گیری از طریق قانونی هم هست.
ب ) پرداختن به موارد جزئی بجای پرداختن به مسائل کلی تر و مهم تری که مردم می خواهند آنها را بشنوند. مثلا بجای ارائه ی یک طرح اقتصادی منسجم ، ایشان تمام وقت خود را صرف بیان مطالبی در مورد پرتقال و سیگار و چای و ... کرد ! ضمن اینکه با بی انصافی ، تمامی این مشکلات را که در دولتهای هاشمی و خاتمی هم وجود داشت به دولت کنونی نسبت داد!
ج ) عدم تعادل ایشان در ضمن صحبت که با از کوره در رفتن های مکرر و عدم کنترل بر احساسات ، چهره ای غیر قابل اعتماد از ایشان نشان داد ( باز هم صد رحمت به خاتمی !) و با سابقه ی استعفای ایشان در زمان نخست وزیری باید گفت اگر ایشان رأی بیاورد واقعا معلوم نیست سرنوشت کشور چه خواهد شد !
اما من از همه ی این مطالب عبور می کنم و فقط به یک نکته ی جالب اشاره می کنم که :
بیاد بیاوریم شعارهای جبهه ی دوم خرداد و سران آن را که دائما دم از اصلاحات و آزادی و توسعه ی سیاسی و جامعه ی مدنی و... می زدند و تنها چیزی که به آن توجه نداشتند خواسته های مذهبی و مشکلات اقتصادی مردم و قشر مستضعف جامعه بود ، که نتیجه ی آن را هم با شکست های پیاپی انتخاباتی دیدند. اما همگی در این صحبت های جناب میر حسین دیدیم که از ابتدا تا انتها ایشان فقط از مشکلات اقتصادی و فقر حرف زدند و به مناسبت هم از مراجع و خانواده های شهدا و... یاد کردند! اما دیگر نه خبری از آزادی بود و نه از توسعه سیاسی و نه از جامعه ی مدنی ! و حتی وقتی از اصلاحات حرف زدند آنرا به اصلاحات اقتصادی معنا کردند! آری این هم از برکت های دولت کنونی است که حتی جبهه ی دوم خرداد هم که می دانند و می دانیم که تنها چیزی که برایشان پشیزی ارزش ندارد خواست مردم متدین و مستضعف است ، مجبور است برای جلب اعتماد مردم شعارهای اصلی خود را کنار بگذارد و حداقل در محدوده ی شعار هم که شده دم از مشکلات و خواست های واقعی مردم بزند.
آری عزیزان ، از شعار آزادی و جامعه ی مدنی تا شعارهای اقتصادی و توجه به مستضعفان راه درازی است که جبهه ی دوم خرداد به زور سیلی مداوم مردم ( با رأی ندادن های مداوم در انتخابات ) مجبور به طی کردن آن شده است!
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم خرداد 1388 توسط رفیق |


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم خرداد 1388 توسط رفیق |



صفای احمدی نژاد

دوباره قلب من پر از ثنای احمدی نژاد

هزار گل نثار باد به پای احمدی نژاد

برای دولت دهم که انتخاب می کنیم

دوباره می رود به سر هوای احمدی نژاد

نخست انتخاب ما که بود اقتصاددان

هزار مقتصد چو او فدای احمدی نژاد

سپس رجایی شهید چه ساده بود و بی ریا

مشابه صفای او صفای احمدی نژاد

سید علی رِِییس شد به سومین و چهارمین

لیاقتش به رهبری صلای احمدی نژاد

این خلف پیرخمین خامنه ای چه رهبری است

حمایتش ضمانت بقای احمدی نژاد

به پنج و شش عیان شده قرعه به نام هاشمی

سلامتش دهد خدا ، خدای احمدی نژاد

ردیف هفت و دور هشت به شور خاتمی گذشت

خودش شمرده رای ها برای احمدی نژاد

عجب حکایتی رسید مگر قیامتی رسید

بسی خراب خواستند سرای احمدی نژاد

ولی خدا محبتش به قلب مردمان فکند

ردای انتخاب شد، ردای احمدی نژاد

به ابتدای هر سخن دعا به مهدی اش کند

قبول کن خدای من ، دعای احمدی نژاد

شجاعتش زبانزد است به هر کجای این جهان

به گوش مستبد رسد صدای احمدی نژاد

عدالت و سهام آن اصول دولتش بود

بنازم این توجه و سخای احمدی نژاد

به شهرها سفر کند برای خدمت کلان

رقیب گفته این بود، خطای احمدی نژاد

ولی رقیب مدعی کنون چه جار می زند

که می روم به شهر ها به جای احمدی نژاد

به خدمتی نوین که او برای خلق می کند

ببین به قلب صاف او جلای احمدی نژاد

در اقتدار هسته ای برای فتح قله ها

رسد به گوش باز هم ندای احمدی نژاد

به رغم دشمنان او از آمریکا و صهیونیسم

فضای قلب مردمان فضای احمدی نژاد

همه خطوط خود پرست که مست کسب قدرتند

فدای قلب پاک و حق گرای احمدی نژاد

برو به روز انتخاب به حوزه ها تو با وضو

که ماند اندر اهتزاز لوای احمدی نژاد

چه خوش بود اگر رسد به دولتش ظهور یار

ولایت ولی بود، ولای احمدی نژاد

سحاب رحمت خدا همیشه سایه افکند

به رهبر و به ملت و قوای احمدی نژاد


شاعر : سحاب(دکتر بیگی)

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم خرداد 1388 توسط رفیق |
نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم بهمن 1387 توسط رفیق |

 

عید غدیرخم رابه همه عاشقان ولایت تبریک میگویم. بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر  كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌« امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم آذر 1387 توسط رفیق |

سلام به دوستای گلم ببخشید  که مدتی نبودم ، آخه باید برم مدرسه.

من نمی دونم درباره ی چی آپ کنم چرا بهم بگید درباره ی چی آپ کنم؟؟؟!!!

"هرچه زودتربگید زودترآپ میکنم"

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم آذر 1387 توسط رفیق |

سلاااااااااام.

امیدوارم حالتون خوب باشه می خوام یکم باهاتون حرف بزنم اما نمیدونم چی بگم.

آهان یادم اومد یه سوال مهم ازتون دارم.سوالم اینه که شما هدفتون ازدرست کردن وبلاگ چیه؟

جواباتون رو حتما بهم بگید.

یک چیز دیگر هم براتون دارم یه مطلب راجع به افشین قطبی البته فکر نکنید که من پرسپولیسی هستم هااااااااااااا

افشین قطبی مربی بین‌المللی فوتبال است.

وی توانست در اولین سال حضورش در فوتبال ایران، تیم فوتبال پرسپولیس تهران را به مقام قهرمانی لیگ برتر فوتبال ایران برساند. در تاریخ ۳۰ مه ۲۰۰۸ میلادی افشین قطبی رسما اعلام کرد که برای فصلی دیگر در ایران نخواهد ماند و از عقد قرارداد تازه برای هدایت تیم فوتبال پرسپولیس سرباز زد.

وی در این زمینه گفته بود: «پرسپولیس باشگاه من است و در قلبم جا دارد و اگر با پرسپولیس به توافق نرسم با هیچ تیم ایرانی دیگری مذاکره نخواهم نکرد.» او سرانجام در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ و پس از ۲۹۷ روز حضور در ایران، این کشور را ترک کرد. ولی در روز ۱۳۸۷/۴/۱۳ اعلام کرد که به مدت دو فصل سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس خواهد بود.

نماز و روزهاتون قبول درگاه حق

خدانگهدار

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط رفیق |

سلام.

 این بارچندتا اس ام اس براتون دارم.نظـرتـــون رو حتما بگیدهــــــــــا.

"مواد لازم برای درست کردن مرد :

 مواد خود را حرام نکنید....................مردها درست شدنی نیـــســـــــــتند."

"این سیب ،بهترین سیب ،شکل سیب ،سرسیب ،کارسیب ،گذاشتن سیب ،یه سیب ،آدم سیب ،الافه سیب.حالاسیب هارو حذف کن. ازاول بخونش!"

همسرم،همنفسم،جیگرم،همدلم،همدستم،هم پام درد می کنه دکتر خوب سراغ نداری؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابرها

درانتظارباریدن هستند امّا

هیچ قطره ای برای باریدن نمانده است

 

آن قطره ها

درروزگاری به دست انسان هدر رفته اند

بدون آنکه انسان به آن توجه کند

 

وحال

قطره های آب با انسانها قهر کرده اند

و معلوم نیست که به کجا رفته اند

 

کاش

هرچه زودتر بازگردند

زیرا انسانها قول داده اند که دیگردرمصرف آب صرفه جویی کنند

خدایا به برکت ماه مبارک رمضان باران رحمتت را بر ما بفرست.

البته این شعرراخودم سرودم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیدوارم ازآپم خوشتون بیاد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 توسط رفیق |

سلام

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو بهتون تبریک میگم

رمضان آمده و وقت دعا نزدیک است                                موسم بندگی و عشق وصفا نزدیک است

متن کامل شعر در پیوند "سحاب"ملاحظه شود.                   

  تا آپ بعدی                              

نوشته شده در تاريخ شنبه نهم شهریور 1387 توسط رفیق |
الهی شکرت که می گویم شکرت.

الهی شکرت که توشه ای جز توکل ندارم.

الهی شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و وزیر.

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم شهریور 1387 توسط رفیق |
سلام !

وبم جالبه مگه نه .  یک خبر مهم ((قراره چند روزی من به همراه خانواده ام به مشهد برویم.))

"نظر یادتون نره ها"

  تا ماه بعدی خدا حافظ   

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مرداد 1387 توسط رفیق |

اینم یه داستان برای قند عسلاتون

برکه آبی

روزی,روزگاری در برکه ای تعدادی ماهی زندگی می کردندکه همیشه باهم متحدوبایکدیگر

مهربان بودند.دراین برکه سه خانواده

زندگی خودرامی گذراندندکه درخانواده

آقای سفره ماهی خانم سفره وپسرشان

بااسم جکی زندگی می کردند.خانواده بعدی خانواده خانم بادکنکی است که

بانوه اش دریک خانه کوچک امازیباروزگار

خودرا می گذرانند.پدرومادرساراکوچولودر

حمله تمساح کشته شدندوبه خاطرهمین

سارابامادربزرگش زندگی می کند.

ترق...تروق...این صدای توپ بازی آقادلقک

ماهی باپسرش ارشیاست که دورازچشم

خانم دلقکی توپ بازی می کنند.روزهابه

خوبی وخوشی می گذشت تااینکه یک روز

باردیگرتمساح حمله کرداواین بارمارماهی هم باخودآورده بود.

ساکنین برکه آبی خیلی ترسیده بودند.

آنهاهمگی به خانه مادربادکنکی رفتند.

تمساح ومارماهی همه جای برکه آبی را

گشتندتابه خانه مادربادکنکی رسیدند.

ماهیهانقشه ای راکه ازقبل کشیده بودند

عملی کردندیعنی:ساراکوچولو وآقادلقک

وارشیاتمساح ومارماهی راسرگرم کنند.

درهمان موقع مادربادکنکی وخانم دلقک توربزرگی برای به دام انداختن تمساح و

مارماهی آماده کنندوسپس خانواده آقای

سفره ماهی تمساح ومارماهی رابادعوایشان

به طرف خود کشاندندوآنهادرون تور افتادندوتاسالهای سال دربرکه آبی هیچ اتفاقی نیفتاد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 توسط رفیق |

اعياد شعبانيه برشما و تمامي مسلمين جهان مبارکباد به مناسبت

این عید شعري که خودم درباره ي

اما زمان(ع) سروده ام رابراي قند عسلاتون مي نويسم:

                ستاره دوازدهم

ستاره دوازدهم                              درآسمون دينمون

تويي،تويي اماممون                        امام مهربونمون

پره زغصه دلهامون                          سرشار اشک چشهامون

پس کی می آی به پیشمون             ازاون بالا تو  آسمون

وقتی بیای ازآسمون                       گل می باره تو خونمون

شاد می شه زندگی هامون             خنده می یاد رو لبامون

نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 توسط رفیق |
سرخاک یا سرقبر؟!

یک روزپدرم رفته بود بهشت زهرا سرخاک پدرش.یکی از دوستانش تماس گرفت و سراغ پدرم را گرفت.

من هم گفتم:حاج آقا تشریف بردندسرقبرپدرشون!

مدیر کارخانه :چرابیکار ایستادی؟مگه سرکارگر بهت نگفته چیکارکنی؟

کارگر:چرا!آقای مدیر گفت که هر وقتشما اومدین برم و زود بیدارش کنم.

البته این راگفته باشم که ای مطلب رو از مجله کانون خانواده کپی برداری کردم.{بااجازه}

نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 توسط رفیق |
Blog Skin

This free script provided by fox22.tk

report phishingreport abuse

report phishingreport abuse